خرید بک لینک

+به نظرم چیزایی که بعد از آدم به جا میمونن، نبودن اون آدم رو دردناک تر میکنن... مثل اینکه چند روز پیش مامانم توی گوشیش یه وویس از بابام پیدا کرد. و گوش دادن اون قلبم رو به درد آورد... وقتی میبینی یکسال پیش این موقع همون وقتایی بود که امتحانای من شروع شده بود. من صبح رفتم بیرون و در رو بستم، و کلیدم توی قفل نمیرفت، فهمیدم که یه کلید پشت در جا مونده و منم همینجوری در رو بستم، بعد که رسیدم دانشگاه بهش زنگ زدم و گفتم یه کلید پشت در جامونده و من نتونستم دیگه در رو باز کنم و اگه امیر از امتحان برگرده میمونه پشت در. بعدش بابام مجبور شد از سرکارش برگرده خونه و کلیدساز بیاره تا در رو باز کنه و دوباره برگشت سرکار... یکسال پیش این موقع همه چیز تا حدی عادی بود. کسی فکرش رو نمیکرد که یکسال بعد دیگه بابا نباشه... اینکه همه چیز اینقدر سریع اتفاق افتاد من رو دیوونه میکنه!
همیشه خودم رو جای آدمای مختلف میذارم... مثلا خودم رو جای همکارای بابام میذارم و فکر میکنم که اونا چه حسی دارن از دیدن صندلی خالی بابام توی دفترشون یا همسایه هامون که چند ماه بود باهاشون آشنا بودیم و بابام قبل از اینکه حالش بد بشه هر روز زنگ طبقه سوم رو میزد تا بیان ماشینشون رو جابجا کنن تا بابام بتونه ماشین رو از پارکینگ بیاره بیرون اما حالا پنج ماهه دیگه ماشینش از جاش تکون نخورده...

+ توی اینستاگرام یه صفحه به اسم بوم گرافیک رو فالو میکنم. طرح های گرافیکیش رو خیلی دوست داشتم. همیشه فکر میکردم صاحبش باید یه آقا باشه. همین چند روز پیش بعد از اعلام نتایج انتخابات یه طرح قشنگ با پیام تبریک گذاشته بود با اینکه خودش از نامزد دیگه ای حمایت میکرد. دیشب یه پیج گرافیکی دیگه یه استوری گذاشته بود که عکس این صفحه رو گذاشته بود و نوشته بود "حیف اون همه خلاقیت و پیج به این خوبی که دیگه آپدیت نمیشه، روحش شاد ..." . یه لحظه جاخوردم. من همین چند روز پیش پست جدیدش رو دیدم. یعنی چی این حرف؟!! بعد رفتم و اون پیج رو باز کردم و زیر آخرین پستش یعنی همون پست تبریک، کلی پیام تسلیت نوشته شده بود. صاحب پیج دختر جوانی بود که دیروز فوت کرده بود. دقیقا دلیل فوتش رو نمیدونم. توی کامنت ها چیزایی نوشته بودن. من خیلی شوکه شدم... حالا از این آدم یه پیج اینستاگرام مونده با 587 تا عکس گرافیکی قشنگ ... تا دو روز پیش زنده بود ولی دیگه نیست! این عکسهایی که ازش مونده نبودنش رو بیشتر به رخ بقیه میکشه. مخصوصا برای دوستهاش و اطرافیانش و کسایی که باهاش کار میکردن...

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 20:26

صفحه بندی