من وقتی یه چیزی مینویسم و خودم خوشم میاد ازش، بعدش اگه خودم رو بذارم جای کسایی که دوستشون دارم و از نگاه اونا اون نوشته رو بخونم، احتمال میدم که از نظر اونا اون نوشته ضایع و مسخره باشه و بعد پیش نویسش میکنم.
یا مثلا اخیرا که یه اکانت توئیتر درست کردم و چند تا توئیت رو توش نوشتم یا توئیت های دیگران رو ریتوئیت کردم، وقتی توئیت های خودم رو با اون شخص خاص مقایسه میکنم، پشیمون میشم و همه چیزایی که خودم نوشتم یا ریتوئیت کردم رو پاک میکنم. چون فکر میکنم اگه با احتمال اپسیلون درصد هم اون شخص خاص صفحه منو ببینه، پیش خودش فکر میکنه این عجب آدم مضخرفیه، چقدر چرت و پرت نوشته!
یه وقتا یه چیزی مینویسم و اون نوشته ها صرفا نظر شخصیه و از باورها و فکرهای خودم نشئت گرفته نه از علم و مطالعه... و بعد از نوشتنش میترسم که یه وقت اشتباه کرده باشم یا عجولانه نوشته باشم یا نوشته م از دید کسی که درباره ون موضوع مطالعه داشته و کاملا مسلط بوده، احمقانه به نظر برسه!
یاا اینکه مثلا دو سه روز پیش توی وبلاگی یه پست نوشته بود که الان همه وبلاگا فقط محل تخلیه احساسات و ناله های یه عده دختر و پسره و دیگه مثل سابق نیست که نوشته های مفید و به دردبخور توشون نوشته بشه و بیان باید به جای blog.ir از blogh.ir استفاده کنه به خاطر محتوای به دردنخور و مسخره وبلاگهای الانی! و من بعد از خوندن اون پست به خودم گرفتم و فکر کردم که شاید وبلاگ من هم از همون مدل وبلاگهاست و من خودمو مسخره کردم و نوشته های من باید برن توی دفتر به جای وبلاگ و لازم نیست کسی بدونه که من تو زندگی با چه چیزایی درگیرم و همین میشه که خیلی از چیزهایی که تاحالا نوشته م پیش نویس شده ن!
برچسب:
نویسنده: آراد زارعیان