خرید بک لینک
پارسال این روزها توی بیمارستان بودی! روزهای آخر! زیر دستگاه اکسیژن و بیهوش... ما نمیدونستیم چه بلایی قراره سرمون بیاد و همچنان امید داشتیم که بالاخره درست میشه! دقیقا مثل همین چند ساعت اخیر که نمیدونم واقعا قراره تا یک دقیقه دیگه چه اتفاقی بیافته و آیا میتونم این نوشته رو به اتمام برسونم یا نه؟! از وقتی رفتی دنیا واقعا به جای نحس تری تبدیل شد! از پارسال تا حالا فقط اتفاقات بد برای دنیا میافته و خیلی از اون اتفاقات گریبان مردم این کشور همیشه در مصیبت رو گرفت! نمیتونم بگم خوشبحالت که رفتی! چون زجرهایی که کشیدی رو دیدم و یادنگرفتم به کسی که درد میکشه بگم خوشبحالت! نمیتونم بگم خوبه که اینجا نیستی، چون نمیدونم آیا وقتی امثال ما آدمهای سیاه لشگر دنیا، میریم اون دنیا چیز بهتری انتظارمون رو میکشه یا نه!شاید خودخواهیه که بگم کاش اینجا بودی! ولی میگم کاش اینجا بودی چون بودن تو همیشه هر شرایط سختی رو قابل تحمل میکرد و حس امنیت بیشتری بهمون میداد! یادمه اولین زلزله ای که تجربه کردم، همون خرداد کلاس چهارم، اون شب تا صبح تا نزدیکای روشن شدن هوا با اینکه خیلی خسته بودی پیشم خوابیدی و باهام حرف میزنی که نترسم چون لرز داشتم. از همون روز استرس وارد دنیای من شد، تا ماه ها بعد از اون شبها نمیتونستم بخوابم و وقتایی که هوا بادی میشد و صدای زوزه ش از لای درز پنجره ها میومد و منو میترسوند به بهانه دل پیچهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 7:58

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:00

فقط 9 روز باقی مانده!!!
آیا بالاخره این طلسم باز میشود؟؟
آیا بالاخره بعد از ده ترم!!!!! نگارنده طعم فارغ التحصیلی را خواهد چشید؟؟

.

.

.

برای یافتن جواب این سوال ها، با ما همراه باشید ...

:|

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 1:22

نمیدونم مشکل از منه یا چی؟! مثل دو سه هفته پیش که مامانم میوه خریده بود و میگفت گیلاسا و هندوانه ش خیلی خیلی خوشمزه و شیرینن ولی من وقتی خوردم هیچ مزه شیرین خاصی حس نکردم و گفتم اینا که بی مزه س و مامانم هم گفت حتما زبونت مشکل پیدا کرده!!! حالا دیروز قبل از اینکه کتاب "کتاب فروش خیابان ادوارد براون"ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 18:36

همیشه تو این جمله ها و نقل قول ها و ... میگن که "با کسی دوست شو که برات فلان کارو بکنه"، "کسی واقعا دوستت داره که فلان جور باشه باهات"و از این مدل جمله ها! ولی هیچ جا نمیگن، "برای دوستت فلان کارو بکن"، "اگه تونستی برای کسی فلان جور باشی، یعنی دوستش داری"... مثلا نمونه ای که همین الان دیدم : "با کسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 11:56

1- "خبر از دست دادن یک عزیز مانند مشتی آهنین در سینهمان فرو میرود. تا چند ماه نفسمان در نمیآید. ضربه واردشده ما را به عقب هل دادهاست. دیگر در این عالم نیستیم. دنیا را نگاه میکنیم و به نظرمان عجیب میآید. اما گلها از هر چیزی بامعنیترند. گلها فریادهایی رنگارنگند. ریزترین گل مینا هم با نومیدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 11:56

فکر کنم اونقدری که مردم ما برای آتش سوزی برج لندن و مقایسه ش با پلاسکو و شهرداری تهران و لندن توئیت زدن و پست تلگرامی گذاشتن و جک گفتن، مردم خودشون عکس العمل نشون ندادن!!

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 11:56

+به نظرم چیزایی که بعد از آدم به جا میمونن، نبودن اون آدم رو دردناک تر میکنن... مثل اینکه چند روز پیش مامانم توی گوشیش یه وویس از بابام پیدا کرد. و گوش دادن اون قلبم رو به درد آورد... وقتی میبینی یکسال پیش این موقع همون وقتایی بود که امتحانای من شروع شده بود. من صبح رفتم بیرون و در رو بستم، و کلیدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 20:26

احساس کردم نمیشه نگم که تمام موزیک های متن سریال دیوار به دیوار شبکه سه رو از فیلم خارجی آنا کارنینا برداشته بودن!!! البته تو قسمت آخرشم یه موزیک پخش کردن که مال سریال جومونگ یا اون یکی سریاله بعد از جومونگ که خود جومونگم توش بود، بود!!! من آهنگا و قیافه ها و صداها و کلا هر چیز به درد نخور دیگه ای خوب یادم میمونه!
زشته یه کم خلاقیت به خرج میدادن یه موزیک متن میساختن لااقل... خود سریال که محتوای خاصی به جز عربده کشی (که مختص همه کمدی های ایرانی هست) نداشت.

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 20:26

من وقتی یه چیزی مینویسم و خودم خوشم میاد ازش، بعدش اگه خودم رو بذارم جای کسایی که دوستشون دارم و از نگاه اونا اون نوشته رو بخونم، احتمال میدم که از نظر اونا اون نوشته ضایع و مسخره باشه و بعد پیش نویسش میکنم. یا مثلا اخیرا که یه اکانت توئیتر درست کردم و چند تا توئیت رو توش نوشتم یا توئیت های دیگران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 20:26

یکی از خصوصیات آزاردهنده م اینه که موقعی که دارم یه کتابی رو میخونم و از یه جاییش یا از همون اولش که میفهمم این کتاب ارزش خوندن نداره، به خاطر وسواسی که دارم و نمیتونم یه کتاب رو ناتموم ول کنم چون دلم واسه پولی که پاش دادم میسوزه، باید تا تهش بخونمش و چقدر زمان کش میاد و چقدر طول میکشه تا تموم شه! حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 20:26

" او مادر جوانی است. با دیدن او به خود میگوییم که همه مادران همینطورند. دختران بسیار جوانی هستند که سکوت، مانند پیراهنی از نور که از سرانگشتان نقاشی تراوش کرده باشد، آنها را احاطه کرده است. خواهرانی کوچک، دخترانی کوچک و بچهای از راه میرسد. بچهای که با طراوت باغها آمده. بسان جملهای که شب با خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 10:00

اگه مُهرایی که تو شناسنامه میزنن مهم نبود، به هیچ وجه خودمو سه ساعت معطل نمیکردم واسه نوشتن یه اسم توی یه ورقه (که قرار هم نیست رای بیاره گویا)...


برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:01

این ویدئو + این یکی ویدئو +اگر برجامی در کار نبود شاید من امروز به روحانی رای میدادم... اما اصلا به رای دادن به روحانی فکر هم نکردم چون تنها عاملی که میتونست ازمون حفاظت کنه و جلوی حمله به ایران رو بگیره، با سیمان پر کرد و تعطیلش کرد! و متعجبم از کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:01

کتاب "سلام بر ابراهیم" رو دو سه هفته پیش از اپ طاقچه خریده بودم و شروع کردم به خوندن و چند دقیقه پیش هم تموم شد... با اینکه علاقه خاصی به حوزه دفاع مقدس و جنگ نداشتم ولی از اولین باری که اسم این کتاب رو شنیدم و وصفش رو چند نفری گفته بودن تصمیم داشتم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:35

صفحه بندی